عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

648

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

خود مشغول است سود مى برد . 651 من اتّعظ بالعبر ارتدع : هر كه از پندها پند آموزد از بدى باز ايستد . 652 من انتظر العاقبة صبر : آنكه پايان كار را منتظر ( و باميد آخرت ) باشد صبر كند . 653 من سلّم امره الى اللّه استظهر : هر كه كار خود را به خدا گذارد پشت خود را خوب بسته است . 654 من حسنت مساعيه طابت مراعيه : هر كه سعى و كوششهايش نيكو باشد چراگاههايش پاكيزه مىشود . 655 من كثر تعديّه كثرت اعاديه : هر كه ستمكاريش بسيار باشد دشمنانش بسيار ميشوند . 656 من أساء النّيّة منع الأمنيّة : هر كه بد نيّت باشد از رسيدن بآرزوها باز ماند . 657 من ساء مقصده ساء مورده : هر كه بد مقصد و بد انديش باشد فرودگاهى بد ( كه عبارت از دوزخ است ) خواهد داشت . 658 من ساء عقده سرّ فقده : هر كه بند پيمانش بد و سست باشد ( و در بند عهد و پيمانى كه با خدا بسته است نباشد و بآزار مردم مثلا بپردازد ) نابوديش سبب خوشنودى خلق است . 659 من ساء عزمه رجع عليه سهمه : هر كه قصد و نيّتش بد باشد تيرش به خودش مى خورد ( و به خودش زيان مى رساند ) . 660 من خالف علمه عظمت جريمته و اثمه هر كه بخلاف علمش رفتار كند ( يعنى عالم بى عمل باشد ) جرم و گناهش بزرگ است . 661 من سائت سجيتّه سرّت منيتّه : هر كه بدكردار باشد مرگش سبب خوشنودى مردم است . 662 من طالت غفلته تعجّلت هلكته : هر كه غفلتش طولانى شود هلاكتش نزديك گردد . 663 من طالت فكرته حسنت بصيرته : هر كه دور انديش باشد خوش بينش است ( و در اثر فكر بسيار ديدهء بصيرتش باز گردد ) . 664 من شرفت همتّه عظمت قيمته : هر كه داراى همّتى بلند باشد ارزشش بزرگ است . 665 من شكر على الإساءة سخر به : هر كه براى بدكاريش سپاس گذارده شود ( و بايد بداند كه ) به آن بدكارى مسخره مىشود . 666 من حمد على الظّلم مكر به : هر كه بر ستمكارى ستايش شود به آن مكر كرده شود .